مناجات شکوه آمیز خران

مناجات شکوِه آمیز خران

پروردگارا : تو را شکر می گوییم که به ما عقل ارزانی نفرمودی تا به مدد آن آفریدگانت را بفریبیم و بیازاریم  . خدایا از اینکه ما را مایه آسایش مردمان قرار دادی وخیرمان را نازل و شرمان را ذایل فرمودی بسی سپاسگزاریم . و از اینکه در آخرین کتاب آسمانی ات از ما به نیکی یاد کردی و فرمودی : «والأنعام خلقها لکم فیها دفءٌ و منافع و منها تأکلون *ولکم فیها جمال حین تریحون و حین تسرحون *وتحمل أثقالکم إلی بلدلم تکونوا بالغیه إلاّ بشقّ الأنفس  إنّ ربکم لرؤوف رحیم *والخیل و البغال و الحمیر لترکبوها و زینه و یخلق ما لا تعلمون *(نحل -5-8)

و چارپایان را برای شما آفرید ؛ در آنها برای شما [وسیله ]گرمی و سودهایی است ، و از آنها می خورید . *ودر آنها برای شما زیبایی است ، آنگاه که [آنها را] از چراگاه برمی گردانید ، و هنگامی که [ آنها را ] به چراگاه می برید . وبار شما را به شهری می برند که جز با مشقت بدنها بدان نمی توانستید برسید . قطعاً پروردگار شما رؤوف و مهربان است .*واسبان و استران و خران را [آفرید ] تا بر آنها سوار شوید و [برای شما] تجملی[باشد]

و آنچه را نمی دانید می آفریند .*»

خدایا ؛ تو منزّهی ؛ اما چرا پیش از ستایش ما سخن به سرزنش بنی آدم راندی که : « خلق الإنسان من نطفه فإذا هو خصیم مبین »*انسان را از نطفه ای آفرید . آنگاه او آشکارا به جنگ و ستیزه برخاسته است .*(نحل-4)

ای مهربان آفریدگار ؛ ما را دو چشم باز و دو گوش دراز دادی . صدایمان را رسا و پایمان را استوار کردی تا فرمانت را به نیکی گزاریم . و تو را تسبیح گوییم و راه خرسندی تو پوییم .

نه خرم نه خر پرستم که حدیث کاه گویم   

                                         چو غلام آفتابم همه شب ز ماه گویم

پروردگارا ؛ اگرگاهی لگدی پراندیم یا  از سر مستی عربده ای سر دادیم از خطاهایمان در گذر که در زمرۀ احمقانیم  بل خود نماد حماقتیم .

ای خدا ؛ بار ما را سبک گردان تا با آسودگی بار کج خویش را به علفزارهای خرم بهشت رسانیم و قدم به آخورهای پر از کاه و جو پردیس نهیم . و در چراگاه سرسبز فردوس برین  درآییم . همان جا که از هر طرفش گوش چرخانیم عرعر مستانۀ خران شنویم و در هر سویش رقص کرّه خران بینیم . و برای همیشه از شر بنی آدم درامان باشیم .

ای پناه بی پناهان ؛ ما را از شر استحمارگران ستم پیشه نجات بخش . همین دوپایان مغرور و خودپرستی که با هزار نیرنگ دم از خردمندی می زنند و بر طریق بندگی تو ره نمی سپرند و خود را خلیفه حق بر زمین می خوانند و پرچم الوهیت خویش را در زمین به اهتزاز در می آورند . و آنگاه  یکسره بر طبل اعتلا و فساد می کوبند .

بزرگوارا ؛ در خریتمان استوار بدار زیرا که در این مقام اصالت ما به کار ماست . آدمیان را به گوهر وجود نافع ما آگاه گردان زیرا که ما به نوبه خویش هرگز پایمان را از جاده ای که تو برایمان کشیده ای برون ننهاده ایم . ای کاش آن غافلان به خود آیند و حرکتی خروشان را به سوی تپّه بلند خریّت در پیش گیرند و از وادی آتشین منیّت بدر آیند .

  بیا با ما الاغان عرعری کن             پران جفتک تکان دم سرسری کن

چو جانت از خردمندی شفایافت      مبین خود را وزان پس سروری کن 

 

/ 0 نظر / 11 بازدید