ادای دین

مردی در قسمت پرعمق رودخانه ای ، ریسمانی پر گره در دست داشت و پیاپی در آب فرو می رفت و هر بار که سر از آب در می آورد یک گره را باز می کرد . یکی پرسید : چرا چنین می کند ؟ گفت : چون در زمستان غسل هایم قضا شده حالا دارم در گرمای تابستان بدهی هایم را ادا می کنم .

/ 0 نظر / 12 بازدید